چشم انداز سیاستهای «ترامپ» در حیاط خلوت روسیه

نوشته شده توسط Super User.

چشم انداز سیاستهای دولت «ترامپ» این موضوع را نشان می‌دهد که آمریکا در کشورهای پساشوروی به دنبال منافع اقتصادی است و تمرکز بر ارزش‌ها و نهادهای دموکراتیک در این مناطق از گذشته نیز کمرنگ‌تر خواهد شد.

به گزارش «والدای»، با اینکه چند روز بیشتر از سر کار آمدن «دونالد ترامپ» نمیگذرد اما به نظر میرسد طرح کلی سیاست‌های آمریکا در مورد کشورهای پساشوروی به اندازه کافی روشن است، علاوه بر این، امید عادی‌سازی روابط آمریکا و روسیه نیز وجود دارد.
این در حالی است که آمریکا، کشورهای پساشوروی را که برخی از منافع روسیه در آن قرار دارد به حال خود رها نخواهد کرد، اگرچه بعید به نظر می¬‌رسد این منطقه در میان مدت به عنوان یک اولویت در نظر گرفته شود.
با این وجود، ممکن است نقش و اهمیت جمهوری¬‌های سابق شوروی برای دولت جدید آمریکا بیشتر باشد.
با توجه به اینکه، سیاست جدید آمریکا بر اقتصاد تأکید دارد و رونق کسب و کار اولویت اول این کشور می باشد، تمرکز بر ارزش‌¬ها و نهادهای دموکراتیک، کمرنگ خواهد شد.
این موضوع بعید است که «واشنگتن» اقدامات متقابل برای توسعه یک اتحادیه قدرتمند اقتصادی، سیاسی و نظامی در اتحاد جماهیر شوروی سابق را در اولویت¬‌های خود قرار دهد.
نشانه ها حاکی از آن است اولویتهای اصلی آمریکا، همکاری اقتصادی، انرژی و امنیتی، به ویژه در مبارزه با تروریسم بین‌¬المللی و افراط‌گرایی خواهد بود.
بنابراین، واشنگتن به دنبال یک سیاست متفاوت¬‌تر نسبت به کشورهای شوروی سابق است که از نقطه نظر آمریکا برای کسب و کار داخلی و سوددهی، مهم است.
با توجه به اهمیت ژئوپلیتیک آسیای مرکزی و ثروت انرژی آن، این منطقه برای واشنگتن از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود.
قزاقستان کشور پهناور بین روسیه و چین قرار دارد که دولت ترامپ آن را رقیب اصلی در میان قدرت¬‌های بزرگ معرفی کرده است و همین امر این کشور را بین دیگر کشورهای آسیای مرکزی بااهمیت‌تر می‌کند.
این در حالی است که چین، اولویت اول آمریکا پس از مبارزه با داعش خواهد بود.
به طور کلی، آمریکا قزاقستان را پیشرفته¬‌ترین اقتصاد آسیای مرکزی می¬‌داند.
قزاقستان با توجه به پتانسیل¬‌های اقتصادی رو به رشد و نقش حمل‌و‌نقل کلیدی برای تجارت اتحادیه اروپا-چین، به عنوان یک شریک مهم برای کسب و کار آمریکا در نظر گرفته می‌¬شود.
واشنگتن در حال حاضر از طرح¬‌های صادرات نفت و گاز از طریق دریای خزر و آذربایجان حمایت می¬‌کند.
با این حال، آمریکا در مورد سیستم خط لوله پیشنهادی از قزاقستان به چین، ملاحظاتی دارد.
برای چند دهه بنادر روسیه در اقیانوس آرام و راه‌آهن ترانس-سیبری تنها جایگزین مسیر دریایی آسیا به اروپا از طریق کانال سوئز بودند اما این شرایط پس از احداث کریدورهای حمل و نقل در سراسر قزاقستان، تغییر یافت و در نتیجه این کشور را تبدیل به یک کشور مهم ترانزیتی نمود.
در همین راستا، نقشه لجستیک جدید اوراسیا که به احتمال زیاد در کوتاه مدت شکل می‌گیرد، اهمیت این کشور را دوچندان خواهد ساخت.
هدف ایالات متحده در قزاقستان، عمدتا نفوذ در سیاست خارجی آن، به خصوص در زمینه افزایش حضور این کشور در پروژه¬‌های ادغام‌¬سازی با روسیه و چین می‌¬باشد.
آمریکا با آگاهی از اهمیت «آستانه» برای روسیه، در حال حاضر از مکانیزم¬‌های اقتصادی برای اعمال فشار استفاده می¬‌کند.
 از سوی دیگر انرژی نفت و گاز، معادن و مسائل نظامی نیز به ادامه همکاری بین ایالات متحده و کشورهای آسیای مرکزی کمک می¬‌کند.
آنچه در آینده روی خواهد داد، به اثربخشی کمربند اقتصادی جاده ابریشم (SREB) که استراتژی جدید چینی‌ها برای بهینه‌سازی الگوی مکانی توسعه اقتصادی در منطقه اوراسیا است، بستگی دارد.
این موضوع تا حد زیادی موضع دولت جدید آمریکا را در خصوص این منطقه تعیین خواهد کرد.
این درحالی است که سیاست ایالات متحده در «قفقاز» بر ایجاد زیرساخت¬‌های حمل‌ونقل برای انرژی دریای خزر متمرکز خواهد بود.
هدف ایالات متحده کاهش قیمت انرژی، دور زدن روسیه به عنوان تأمین کننده کلیدی انرژی برای اروپا و جلوگیری از انتقال منابع خزر به چین و ژاپن است.
آمریکا از هر وسیله‌¬ای برای به حداقل رساندن نقش ایران نه تنها در خاورمیانه بلکه در قفقاز استفاده می¬‌کند.
واشنگتن به تأمین بودجه پروژه‌¬های اقتصادی و انرژی خواهد پرداخت اما بعید است از نفوذ خود برای حل و فصل اختلافات قدیمی یا جلوگیری از درگیری¬‌های جدید در قفقاز استفاده نماید.
به باور برخی کارشناسان، آمریکا در سیاست خود نسبت به کشورهای پساشوروی، تمایل به اصولی مانند آزادی شخصی، حقوق بشر، دموکراسی، جامعه مدنی و اصول دیگری دارد که نشان‌دهنده هویت آمریکایی باشد و معمولا پیامدهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی را در ارزیابی¬‌های خود کمتر در نظر می¬‌گیرد.
در نتیجه، ارزیابی¬‌های سیاسی آمریکا در مورد قفقاز و تجزیه و تحلیل درگیری¬‌های محلی، اغلب نادرست از آب در می‌آیند چراکه در این بخش از جهان سنت، قومیت و مذهب اهمیت بیشتری نسبت به هویت ملی یا دولتی دارد.
اگر این تصور درست باشد که دولت جدید آمریکا سیاستی بسیار عملگرایانه را در دستور کار خود دارد، این متغیرها را به حساب خواهد آورد و از تلاش برای حل و فصل اختلافات در قفقاز جنوبی، خودداری می¬‌کند.
همچنین اوکراین نیز یک اولویت برای آمریکا نخواهد بود و این امر فرصت¬‌های حل و فصل بحران «کیف» را افزایش می¬‌دهد.
در قفقاز جنوبی، ایالات متحده مانند قبل، بر روی گرجستان استراتژیک و جمهوری آذربایجان غنی از انرژی تمرکز خواهد داشت.
واشنگتن همچنین «باکو» را متوازن کننده ایران اسلامی و متحد مهم دیگر خود و رژیم صهیونیستی می‌داند.
همچنین واشنگتن با توجه به استقلال رو به رشد ترکیه در سطح بین¬‌المللی و امتناع مکرر آن از همراه شدن با دیدگاه¬‌های آمریکایی، منافع استراتژیک بیشتری در باکو خواهد داشت.
با این حال، خروج آمریکا از نقش فعال خود در فضای پسا شوروی، به طور خاص در آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی، که کسب و کار را به عنوان اصل اول در نظر می¬‌گیرد، یادآور دور اول ریاست¬‌جمهوری «باراک اوباما» است، زمانی که وی تنظیم مجدد روابط با روسیه را اعلام نمود.
همانطور که در دولت اوباما دیده شد، این مناطق به دلیل مشکلات عدیده‌ای که واشنگتن ثابت کرد قادر به حل آن¬ها نیست، بیشتر از سود برای آمریکا خسارت به همراه داشته است.
اما در پی انتخابات نوامبر سال 2010 کنگره آمریکا، اوباما نتوانست از درخواست¬‌های جمهوری خواهان برای بازیابی زمین از دست داده در این منطقه و اینکه همه چیز را به سر جای اول خود برگرداند، چشم پوشی نماید.
اما ممکن است با وجود عمل¬گرایی اعلام شده از سوی دولت جدید آمریکا، این اتفاق دوباره روی دهد.
این احتمال را باید همیشه در ذهن داشت که واشنگتن ممکن است برای مدت کوتاهی، عقب نشینی نماید و دوباره با قدرت بیشتری بازگردد.